آزمون تحلیلی کلام

تست IQ

http://www.tebyan.net/social/psychologicaltest/iqtest/2008/3/15/63981.html

آزمون بهره هوشی

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=76334

معمای نه زیاد جالب

آنچه که در ادامه خواهید دید ، یک معمایی است که از دانشجویان دانشگاه استنفورد پرسیده شد و تنها 17% از دانشجویان توانستند پاسخ درست را بدهند . لازم به ذکر است که طبق آخرین رده بندی ارائه شده ( اکتبر 2005 ) ، دانشگاه استنفورد پنجمین دانشگاه برتر در جهان می باشد.و اما معما ، ، ،
آن چیست که :
از خدا بزرگتر است
از شیطان بد جنس تر
فقیر آن را دارد
ثروتمند به آن نیاز دارد
اگر آن را بخوری ، خواهی مرد
زیاد لازم نیست به مغز خودتون فشار بیارید ، اگه یه خورده با دید باز فکر کنید ، اونو پیدا خواهید کرد .برای دیدن جواب معما به ادامه همین پست مراجعه کنید
هدف اصلی من از مطرح کردن معما این بود که خیلی وقتها تو زندگی ِ خودمون به بعضی مشکلات برخورد می کنیم و از اون مشکل یک غول می سازیم و هی به خودمون تلقین می کنیم که این عمراً قابل حل نیست . به نظر من زندگی خیلی هم سخت نیست . ( مولوی میگه : زندگانی شربت اندر شربت اندر شربت است ) یک روز یکی از استادامون در جواب به یکی از بچه ها که میگفت " گرفتن نمره 20 یا 19 فقط در خواب امکان پذیر هست" ، گفت :" نمره 20 را برای این گذاشتن که اونو بیاری نه اینکه جنبه دکوری باشه".پس من هم باید بگم :معماهای زندگی ( سختی ها ) را برای این گذاشتن که ما حلش کنیم نه اینکه بشینیم براش عزا بگیریم .نکته دیگه در مورد معماها این هست که لازم نیست حتما برای مقابله با اون به قول بچه ها کاملا مسلح باشیم ، باور کنید گاهی با دست خالی هم میشه از پسش بر بیایم . نکته بعدی هم این هست که ما دانشجوها دیگه این برامون یه عادت شده که اگه راه حل مسائلمون کمتر از یه برگ A4 بشه ، نتیجه میگیریم که این راه حل اشتباست و هزاران مثال دیگه . . .شاید داستان تخم مرغ کریستف کلمب را شنیده باشید ولی گاهی تکرار لازم است .پس من دوباره اونو یادآوری می کنم .یک روز کریستف کلمب به یک مهمانی دعوت شد . . . تعداد زیادی از افراد حاضر در مهمانی به کلمب گفتند که واقعا کاری که انجام دادی خیلی ساده بود( کشف قاره آمریکا ) ، هر کسی که سوار بر کشتی می شد و همه دریاها را طی می کرد ، در نهایت اون قاره را کشف می کرد . کلمب برای اینکه به اونا جواب بده ، ازشون خواست تا یک تخم مرغ را از انتها به طور ایستاده بر روی میز قرار دهند ، خوب هر کسی هر چه تلاش می کرد باز تخم مرغ قِل می خورد و می افتاد . در نهایت همه گفتند که این کار شدنی نیست . بعد کلمب اومد یه خورده پوسته انتهایی تخم مرغ را شکاند و بعد از روی همون انتها تخم مرغ را به طور ایستاده قرار داد. بعد کلمب گفت : این ساده ترین کار در دنیا بود . هر کسی می توانست آنرا انجام دهد ، البته بعد از آنکه نشان داده شد که چگونه انجام می شود.راستی در مورد اون معمایی که در ابتدا پرسیدم ، باید این نکته را اضاف کنم که بعد از کمی جستجو در اینترنت فهمیدم ، هرگز چنین پرسشی از دانشجویان استنفورد صورت نگرفته و اون عدد 17% در واقع یک شایعه اینترنتی بوده . حتی نوشته بودند که 80% یک کودکستان به آن جواب درست داده اند . البته با توجه به مشغله های فکری که ما آدم بزرگ ها برای خودمون درست می کنیم هیچ بعید نیست که اگه روزی اینکار را انجام دهند به همین اعداد دست پیدا کنند . به هر حال این مهم نیست که آیا آن پرسش صورت گرفته یا نه ، بلکه مهم درسهایی است که ما از آن یاد می گیریم یا مثلا در مورد سخنرانی کورت ونه کوت برای فارغ التحصیلان دانشگاه MIT در سال 1997 ، هر چند که این هم جزو شایعه های اینترنتی بود و خود ونه کوت گفت "من این حرف ها را نزده ام ولی دوست داشتم که از آن من بود" . واقعا این کوته بینی است که آدم درس های نهفته در این مطالب را کنار بگذارد و برود دنبال حواشی آن ، درست مثل این که عده ای می گویند اصحاب کهف 6 نفر بودند و با سگشان می شوند 7 نفر و یک عده دیگر میگویند آنها 7 نفر بودند و با سگشان می شوند 8 نفر .ــ ـــ ــ ـــ ـــ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـ ــ ــ ــ ــ ــ ـ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ــ ــ ـــ ـــ ـــ ــ ــ
هیچ چیز ، ، ، در واقع هیچ چیز از خدا بزرگتر نیست و از شیطان هم بدجنس تر نیست. فقیر هیچ چیز ندارد . ثروتمند هم به هیچ چیز نیاز ندارد و ما اگر هیچ چیز نخوریم ، سرانجام می میریم.

خود شناسی

1- پایان دنیا نزدیک است. اگر فقط بتوانید یک نوع از حیوانات را نجات دهید، کدام را انتخاب می‌کنید؟
الف) خرگوش
ب) گوسفند
پ) گوزن
ت) اسب

2- به آفریقا رفته‌اید. به هنگام بازدید از یکی از قبیله‌ها، آنها اصرار می‌کنند که یکی از حیوانات زیر را به عنوان یادگاری با خود ببرید. کدام را انتخاب می‌کنید؟
الف) میمون
ب) شیر
پ) مار
ت) زرافه

3- فرض کنید خطای بزرگی انجام داده‌اید و خداوند برای مجازات شما تصمیم گرفته است که به جای انسان، شما را به صورت یکی از حیوانات زیر در آورد. کدام را انتخاب می‌کنید؟
الف) سگ
ب) گربه
پ) اسب
ت) مار

4- اگر قدرت داشتید که یک نوع از حیوانات را برای همیشه از روی کره زمین نابود کنید، کدام را انتخاب می‌کردید؟
الف) شیر
ب) مار
پ) تمساح
ت) کوسه

5- یک روز، با حیوانی برخورد می‌کنید که می‌تواند با شما به زبان خودتان صحبت کند. دلتان می‌خواهد که کدامیک از حیوانات زیر باشد؟
الف) گوسفند
ب) اسب
پ) خرگوش
ت) پرنده

6- در یک جزیره دور افتاده، تنها یک موجود زنده به عنوان همدم و همراه شما وجود دارد. کدامیک را انتخاب می‌کنید؟
الف) انسان
ب) خوک
پ) گاو
ت) پرنده

7- اگر قدرت داشتید که هر نوع حیوانی را اهلی و دست‌آموز کنید. کدامیک از حیوانات زیر را به عنوان حیوان خانگی خودتان انتخاب می‌کردید؟
الف) دایناسور
ب) ببر
پ) خرس قطبی
ت) پلنگ

8- اگر قرار بود برای 5 دقیقه به صورت یکی از حیوانات زیر در می‌آمدید، کدامیک را انتخاب می‌کردید؟
الف) شیر
ب) گربه
پ) اسب
ت) کبوتر
____________ _________ _________ _________ _________ _________ _________ _________ _________ _________ _________ _________ ________






1- در زندگی واقعی، برای چه نوع آدمهایی جذابیت و کشش دارید.

الف:
خرگوش– کسانی که دارای شخصیت دوگانه هستند، به سردی یخ در ظاهر اما به گرمی آتش در باطن

ب:
گوسفند– مطیع و گرم

پ:
گوزن– زیبا و آداب دان

ت:
اسب- کسانی که غیرقابل جلوگیری، بی‌بند و بار و آزاد هستند.

2- در فرایند ابراز عشق و درخواست ازدواج، کدام رویکرد برای شما خوشایندتر و موثرتر است.

الف:
میمون – مبتکر و باذوق که هیچگاه احساس خستگی نکنید.

ب:
شیر- سرراست، صاف و پوست کنده به شما بگوید که دوستتان دارد.

پ:
مار- دمدمی مزاج، پر نوسان، نفس گرم و عشق سرد

ت:
زرّافه- صبور، هرگز شما را رها نکند.

3- دلتان می‌خواهد معشوقتان چه عقیده‌ای در باره شما داشته باشد.

الف:
سگ- باوفا، صادق، ثابت قدم

ب:
گربه- شیک و زیبا

پ:
اسب- خوش بین

ت:
مار- انعطاف‌پذیر
4- چه اتفاقی باعث می‌شود که شما رابطه‌تان را قطع کنید/ از چه خصوصیتی بیش از همه نفرت دارید.

الف:
شیر- متکبر و خودخواه، امر و نهی کن

ب:
مار- هیجانی و دمدمی مزاج، نمی‌دانید چگونه او را خوشحال کنید.

پ:
تمساح- خونسرد، بیرحم، سنگدل

ت:
کوسه- ناامن

5- دوست دارید چه نوع رابطه‌ای با او برقرار سازید.

الف:
گوسفند- سنتی، بدون آن که چیزی بگوئید او بفهمد چه می‌خواهید، ارتباط برقرار کردن از طریق قلب‌ها.

ب:
اسب- هر دو بتوانید درباره همه چیز با هم صحبت کنید، هیچ چیز مخفی در میان نباشد.

پ:
خرگوش- رابطه‌ای که همیشه خود را گرم و عاشق او حس کنید.

ت:
پرنده- رابطه‌ای پایدار و طولانی و بالنده

6- آیا به او خیانت می کنید.

الف:
انسان- شما به جامعه و اخلاقیات احترام می‌گذارید، پس از ازدواج هیچ کار خلافی نمی‌کنید.

ب:
خوک- نمی‌توانید در مقابل تمایلاتتان مقاومت کنید، به احتمال زیاد خیانت می‌کنید.

پ:
گاو- خیلی سعی می‌کنید که چنین کاری نکنید.

ت:
پرنده- شما هرگز نمی‌توانید استوار و ثابت قدم باشید، شما واقعاً برای ازدواج مناسب نیستید و نمی‌خواهید تعهدی بپذیرید.

7- درباره ازدواج چه فکر می‌کنید.

الف:
دایناسور- شما خیلی بدبین هستید و فکر می‌کنید این روزها دیگر ازدواج سعادتمندانه وجود ندارد.

ب:
ببر- شما به ازدواج به صورت یک چیز گرانبها فکر می‌کنید. پس از آن که ازدواج کردید، پیوند زناشویی و همسرتان را بسیار باارزش و گرامی می‌دارید.

پ:
خرس قطبی- شما از ازدواج می‌ترسید، فکر می‌کنید آزادیتان را از شما خواهد گرفت.

ت:
پلنگ- شما همیشه طالب ازدواج بوده‌اید ولی در واقع، شناخت دقیقی از آن ندارید
8- در این لحظه، به عشق چگونه فکر می‌کنید.

الف:
شیر- شما همیشه تشنه عشقید و می‌توانید هر کاری برای آن بکنید اما به راحتی در دام عشق نمی‌افتید.

ب:
گربه- شما خیلی خودمحور و خودخواهید. شما فکر می‌کنید عشق چیزی است که می‌توانید به دست آورید و هرگاه که خواستید آن را دور بیاندازید..

پ:
اسب- شما نمی‌خواهید در قید و بند یک رابطه پایدار قرار بگیرید. به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو

ت:
کبوتر- شما به عشق به صورت یک تعهد دو طرفه فکر می‌کنید.

تست هوش

بايد پس از خواندن هر سؤال در عرض فقط 5 ثانيه به آن جواب درست را بدهيد در پايان تعداد پاسخهاي درست شما ضرب در 10 ميشود و ميزان آي كيو شما را نشان ميدهد.
1- بعضي از ماهها 30 روز دارند بعضي 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟
2- اگر دكتر به شما 3 قرص بدهد و بگويد هر نيم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول ميكشد تا تمام قرصها خورده شود؟
3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را كوك كردم كه 9 صبح زنگ بزند وقتي با صداي زنگ ساعت از خواب بيدار شدم چند ساعت خوابيده بودم؟
4- عدد 30 را به نيم تقسيم كنيد وعدد 10 را به حاصل آن اضافه كنيد چه عددي به دست مي آيد؟
5- مزرعه داري 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هايش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برايش باقي مانده است؟
6- اگر تنها يك كبريت داشته باشيد و وارد يك اتاق سرد و تاريك شويد كه در آن يك بخاري نفتي يك چراغ نفتي و يك شمع باشد اول كداميك را روشن ميكنيد؟
7- فردي خانه اي ساخته كه هر چهار ديوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسي بزرگ به اين خانه نزديك ميشود اين خرس چه رنگي است؟
8- اگر 2 سيب از 3 سيب بردارين چند سيب داريد؟
9- حضرت موسي از هر حيوان چند تا با خود به كشتي برد؟
10- اگر اتوبوسي را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانيد و در نيشابور 5 مسافر را پياده كنيد و 7 مسافر جديد را سوار كنيد و در دامغان 8 مسافر پياده و 4 نفر را سوار كنيد و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسيد حالا نام راننده اتوبوس چيست؟
ارزيابي تست براساس تعداد جوابهاي نادرست سطح هوش
7 تا و بيشتر دانش اموز دبستان
6 تا دانش اموز دبيرستان
5 تا دانشجو
2-3 استاد دانشگاه1 مديران ارشد
.
.
.
.
.
پاسخ تست ها
1- تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند
2- يك ساعت (شما يك قرص را در ساعت 1 و ديگري را درساعت 1/5 و بعدي را در ساعت 2 مي خوريد)
3- ساعت كوكي نميتواند شب و روز را تشخيص دهد پس به اولين ساعت 9 كه برسد زنگ ميزند كه ساعت 9 شب است
4- حاصل 70 است ( تقسيم بر نيم معادل ضرب در 2 است)
5- او 9 گوسفند خواهد داشت
6- كبريت
7- سفيد چون خانه اي كه هر چهار ديوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد بايد در نوك قطب جنوب باشد
8- همان2 سيب
9- هيچ( حضرت نوح بود نه حضرت موسي)
10- خوب خودتونيد ديگه( نام خودتان)

زنی سه دختر داشت سه داماد


زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.

يکروز تصميم گرفت ميزان علاقه ای که دامادهايش به او دارند را ارزيابی کند.

يکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم ميزدند از قصد وانمود کرد که پايش ليز خورده و خود را درون استخر انداخت.دامادش فوراً شيرجه رفت توی آب و او را نجات داد.
فردا صبح يک ماشين پژو ٢٠٦ نو جلوی پارکينگ خانه داماد بود و روی شيشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»

زن همين کار را با داماد دومش هم کرد و اين بار هم داماد فوراً شيرجه رفت توی آب و جان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فردای آن روز يک ماشين پژو ٢٠٦ نو هديه گرفت که روی شيشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»

نوبت به داماد آخری رسيد.زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.اما داماد از جايش تکان نخورد.او پيش خود فکر کرد وقتش رسيده که اين پيرزن از دنيا برود پس چرا من خودم را به خطر بياندازم؟همين طور ايستاد تا مادر زنش در آب غرق شد و مرد.فردا صبح يک ماشين بی ام ‌و آخرين مدل جلوی پارکينگ خانه داماد سوم بود که روی شيشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»

کاریکاتور اهانت آمیز به هم وطنان آذری


پولدار

شخص پولداری ، دو نفر را در دو شیفت برای نگهبانی شبانه و روزانه از خانه اش استخدام می کند و با آنها قرار می گذارد که از بابت نگهبانی شبانه و روزانه خانه اش ،ماهیانه مقداری پول به آنها بدهد.شخص پول دار به قصد سفر تجاری پر سودی را می کند.شبی که قرار بود فردای آن عازم شود،نگهبان شب در خواب می بیند که آن مرد سوار بر هواپیما شد و هواپیما پس از برخواستن از باند فرودگاه منفجر شد!فردای آنروز ،هنگامی که مرد چمدان به دستبه سوی هواپیما حرکت می کند،نگهبان شب ،مانع از رفتن او می شود.مرد پولدار با اصرار هم موفق نمی شود به هواپیما برسد و هواپیما پرواز می کند. لحظاتی بعد از پرواز،هواپیما منفجر می شود و همه مسافران کشته می شوند.مرد پولدار که از قضیه مطلع می شود ،با اینکه آن نگهبان ، جانش را نجات داده بود او را اخراج می کند.به نظر شما علت این تصمیم او چه بود؟؟



جواب:
مرد پولدار به نگهبان شیفت شب گفت: شبی که من می خواستم به مسافرت بروم تو در حال نگهبانی خوابیده ای و حتی خواب هم دیده ای!کسی که در وقت نگهبانی بخوابد ،به درد نگهبانی از خانه من نمیخورد.

پارادوکس

پارادوکس سقراط ( Socrates Paradox )

نقل شده است که سقراط روزی گفته است : " چیزی که می دانم این است که من هیچ چیز نمی دانم ".

پارادوکس جزیره ی وحشی ها

در جزیره ای قبیله ای وحشی زندگی می کردند که دو خدا، خدای راستی و خدای دروغ داشتند. آنها هر کس را که به جزیره می آمد قربانی می کردند، به این ترتیب که از وی سوالی می پرسیدند، اگر راست می گفت او را قربانی خدای راستی و اگر دروغ می گفت، او را قربانی خدای دروغ می کردند. روزی شخصی وارد جزیره شد. او را گرفتند و از او پرسیدند " سرنوشت تو چه خواهد بود؟ " آن شخص جواب داد " شما من را قربانی خدای دروغ خواهید کرد. " با این جواب وحشی ها مستاصل شدند زیرا خواه راست گفته باشد و خواه دروغ باید هم قربانی خدای راستی شود و هم قربانی خدای دروغ !

پارادوکس بوچوفسکی ( Buchowski Paradox )

فرض کنید شما فقط دو برادر دارید که هر دو از شما مسن تر هستند. دراین صورت جمله ی به ظاهر غلط ذیل، راست است: " برادر جوانترم از من مسن تر است "

پارادوکس آرایشگر ( Barber Paradox )
یا
پارادوکس راسل ( Russell 's Paradox )

در دهکده ای فقط یک آرایشگر وجود دارد. او فقط ریش کسانی را می تراشد که ریش خود را نمی تراشند. سوال این است که ریش خود ریش تراش را چه کسی می تراشد؟ اگر او ریش خود را نتراشد، باید نزد ریش تراش یعنی خودش، برود تا ریشش را بتراشد و اگر ریش خود را بتراشد، نباید توسط ریش تراش یعنی خودش، ریشش تراشیده شود.

پارادوکس دروغگو ( Liar 's Paradox )
یا
پارادوکس ائوبولیدس ( Eubulides 's Paradox )

می گویند روزی ائوبولیدس، متفکر یونانی قرن چهارم قبل از میلاد، گفت: " چیزی که الان می گویم دروغ است ". اگر گفته ی او درست باشد، آنگاه بنا به آنچه گفته است، باید گفته اش دروغ باشد، و اگر گفته ی او دروغ باشد، دوباره بنابر آنچه گفته است نتیجه می شود که گفته اش درست است.

پارادوکس تابلو

این پارادوکس در 1913 توسط ریاضیدان انگلیسی جردن ( P. E. B. Jourdain ) ارائه شد: تابلویی داذیم که در یک طرف آن " جمله پشت این تابلو راست است. " و در طرف دیگر آن " جمله پشت این تابلو دروغ است. " نوشته شده است !

پارادوکس لامپ تامسون ( Tompson Lamp Paradox )

لامپی به مدت یک دوم دقیقه روشن می شود، سپس برای یک چهارم دقیقه خاموش می شود، به مدت یک هشتم دقیقه روشن می شود و قس علیهذا. درست بعد از یک دقیقه لامپ روشن خواهد بود یا خاموش؟ نه روشن می شود نه خاموش چون این دنباله یک دنباله هندسی است و مجموع آن برابر است با : 1 = ( (1/2) - 1 ) / (1/2) پس خاموش یا روشن بودن این لامپ هیچ وقت از یک دقیقه عبور نمی کند و تنها در قبل از همان یک دقیقه خاموش و روشن می شود.

پارادوکس خود نا توصیف ( Heterological Paradox )

خود نا توصیف، کلمه ای است که خودش را توصیف نمی کند. پس کلمه ی " خود نا توصیف " خود نا توصیف است اگر و فقط اگر خود نا توصیف نباشد

پارادوکس تخته سیاه

تخته سیاهی را درنظر بگیرید که روی آن علاوه بر اعداد 1، 2، 3، " کوچکترین عدد طبیعی که روی این تخته سیاه ارائه نشده است. " نوشته شده است. دراین صورت گرچه عدد 4 روی تخته سیاه نمایش داده نشده است، ولی عبارت مذکور روی تخته سیاه، مبین 4 است.

پارادوکس توده ( Sorites Paradox )

یک دانه ی گندم یک توده ی گندم نیست. با اضافه کردن یک دانه گندم، به دو دانه دست می یابیم که باز هم توده ی گندم نیست. با اضافه کردن یک دانه گندم دیگر، سه دانه گندم خواهیم داشت که توده محسوب نمی شود. اگر این عمل را تکرار کنیم، هیچگاه به توده ی گندم نمی رسیم، اما زمانی که این توده گندم گردایه ی گندم به قدر کافی بزرگ شود، توده نامیده می شود.

پارادوکس اژدها

چگونه می توانیم راجع به چیزی که وجود ندارد صحبت کنیم، وقتی که می گوییم " اژدهای هفت سر وجود ندارد. "

پارادوکس اسمارانداچ ( Smarandache Paradox )

فرض کنید A یکی از عبارات ممکن، کامل و ... باشد. دراین صورت " همه چیز A است " ایجاب می کند که " ~A نیز A باشد ". مثلاً وقتی می گوییم " همه چیز ممکن است "، نتیجه می شود که " غیر ممکن نیز ممکن است "، یا از " هیچ چیز کامل نیست " این که " کامل نیز کامل نیست " مستفاد می شود.

پارادوکسهای زنون ( Zeno's Paradox )

در صورتی که پاره خط بینهایت بار تقسیم پذیر باشد، حرکت ناممکن است، زیرا برای این که پاره خطی مانند AB را با شروع از نقطه A بپیماییم، ابتدا باید به نقطه ی وسط آن C برسیم. برای اینکه AC پیموده شود، باید به نقطه ی وسط آن D برسیم و قس علیهذا. پس نمی توان حتی از نقطه ی A حرکت کرد.
A---D---C-------B

در مسابقه ی " دو " بین آشیل تندرو و لاک پشت کندرو، آشیل که کمی عقب تر از لاک پشت است، هیچگاه به او نمی رسد. زیرا ابتدا باید به نقطه ای برسد که لاک پشت از آنجا حرکت کرده است. اما وقتی به آنجا می رسد لاک پشت قدری جلوتر رفته است و همان وضعیت قبل روی می دهد و با تکرار این روند، گرچه آشیل به لاک پشت نزدیک می شود ولی هیچگاه به او نمی رسد.

شگفتی هایی در حساب

عدد 6174 را در نظر بگیریذ و ارقام آن را چنان جابه جا کنید که بزرگترین عدد

ممکن از آنها ساخته شود، یعنی آنها را به ترتیب نزولی قرار دهید. همچنین ارقام این

عدد را طوری جابه جا کنید که کوچکترین عدد ممکن از آنها تشکیل شود و عدد اخیر

را از عدد اول کم کنید خواهیم داشت: 6174 = 1467 - 7641 که همان عدد اول

است.حال همین روش را برای عددی مثل 4959 اجرا می کنیم داریم :

5355 = 4599 - 9954

و همین طور برای 5355 داریم :

1998 = 3555 - 5553

و همین طور برای 1998 داریم :

8082 = 1899 - 9981

8532 = 0288 - 8820

6174 = 2358 - 8532

واقعیت این است که با هر عدد چهار رقمی این کار را شروع کنیم به شرط اینکه

ارقام همگی یکسان نباشند، این روش عدد 6174 را در حداکثر 7 مرحله بدست

خواهد داد.

ای کافران بیدار شوید

ا- اولین آیه قرآن « بسم الله الرحمن الرحیم » دارای 19 حرف عربی است.

2- قرآن مجید از 114 سوره تشکیل شده است و این عدد به 19 قابل قسمت است. (19* 6)

3- اولین سوره ای که نازل شده است سوره علق (شماره 96) نوزدهمین سوره از آخر قرآن است.

4- سوره علق 19 آیه دارد.

5- سوره علق 285 حرف (19* 15) دارد.

6- اولین بار که جبرئیل امین با قرآن فرود آمد، 5 آیه اول سوره علق را آورد که شامل 19 کلمه است.

7- این 19 کلمه 76 حرف (19* 4) دارد که به تعداد حروف « بسم الله الرحمن الرحیم » است.

8- دومین باری که جبرئیل فرود آمد 19 آیه اولی سوره قلم (شماره 68) را آورد که شامل 38 کلمه است.(19* 2)

9- سومین باری که جبرئیل فرود آمد 10 آیه اولی سوره مزمل (شماره 73) را آورد که شامل 57 کلمه (19* 3) است.

10- چهارمین بار که جبرئیل فرود آمد 30 آیه اولی سوره مدثر (شماره 74) را آورد که آخرین آیه آن «بر دوزخ 19 فرشته موکلند» می باشد.

11- پنجمین باری که جبرئیل فرود آمد اولین سوره کامل « فاتحة الکتاب » را آورد که با اولین بیانیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم (19 حرف) آغاز می شود.

12- آفریننده ذوالجلال و عظیم الشأن با آیه 31 سوره مدثر به ما یاد می دهد که چرا عدد 19 را انتخاب کرده است. پنج دلیل زیر را بیان می نماید:

الف - بی ایمانان را آشفته سازد.

ب - به خوبان یهود و نصارا اطمینان دهد که قرآن کتابی آسمانی است.

ج - ایمان مؤمنان را تقویت نماید.

د - تا هرگونه اثر شک و تردید را از دل مسلمانان و خوبان یهود و مسیحیت بزداید.

ه - تا منافقین و کفار را که سیستم اعدادی قرآن را قبول ندارند رسوا سازد.

13- آفریننده به ما می آموزد که این نظم اعدادی قرآن تذکری به تمام جهانیان است. (آیه 31 سوره مدثر) و یکی از معجزات عظیم قرآن است. (آیه 53)

14- هر کلمه از جمله آغازیه قرآن « بسم الله الرحمن الرحیم » در تمام قرآن به نحوی تکرار شده که به عدد 19 قابل قسمت است. بدین ترتیب که کلمه « اسم » 19 بار، کلمه « الله » 2698 (19* 42) بار، کلمه « الرحمن » 57 بار (19* 3 )، و کلمه « الرحیم » 114 بار ( 19* 6 ) دیده می شود.

15- قرآن مجید شامل اعداد بیشماری است. مثلاً ما موسی را برای چهل شب احضار کردیم، ما هفت آسمان را آفریدیم و... . شمار این اعداد در تمام قرآن 285 (19* 15) خواهد بود.

16- اگر 285 عدد فوق را با هم جمع کنیم حاصل جمع 174591 (19* 9181) خواهد بود.

17- حتی اگر اعداد تکراری را از عدد فوق حذف نماییم حاصل جمع 162146 (19* 8534) خواهد بود.

18- سوره قاف که با حرف ق شروع می شود (شماره 50) شامل 57 (19* 3) حرف ق است.

19- تنها سوره ای که در قرآن با حرف «ن» آغاز می شود، سوره قلم است. (شماره 6) این سوره 133 «ن» دارد که به 19 قابل قسمت است. (19* 7)

معمای ماموریت چتر بازها!

این معما مربوط به سال های دوری است که پنج گروه چترباز نظامی به طور جداگانه شبانه به دارت
مور انتقال یافتند و با کوله پشتی حاوی لوازم مورد نیاز ماموریت خود را آغاز کردند. تاریک و مه
آلود بودن هوا باعث شد تا هر پنج گروه نتوانند مسیر صحیح خود را بیابند. با توجه به سرنخ های
زیر، نام هر گروه، محل ماموریت اصلی و مکانی را که سر از آنجا درآوردند مشخص کنید.

جدول راهنما :

نام گروه ها : {گروه A ، گروه B ، گروه C ، گروه D ، گروه E}
رهبر گروه ها : {فونتین ، هیل ، لینگ ، ریورز ، وودز}
شهرهای مقصد : {اشبرتون ، باوی تریسی ، آیوی بریج ، اوک هامپتون ، تاویستوک}
شهرهایی که به آنجا رسیدند : {اشبرتون ، باوی تریسی ، آیوی بریج ، اوک هامپتون ، تاویستوک}

سرنخ ها :

1- ریورز و همراهانش پس از پشت سر گزاردن مسیر طولانی به اوک هامپتون رسیدند.

2- گروه A تحت فرماندهی لینگ گروهی نبود که مقصدش آیوی بریج باشد، اما پس از طی مسافتی به اشبرتون رسید.

3- مقصد تعیین شده برای گروه B شهر تاویستوک نبود.

4- گروه تحت رهبری وودز به ترتیب الفبایی پس از نام گروه فونتین قرار دارد.

5- مقصد تعیین شده در نام محرمانه هیل و همراهانش منطقه باوی تریسی بود. شهری که این گروه به طور ناخواسته به آن رسید، تاویستوک نبود.

6- فقط گروه C بود که پس از ترک منطقه دارت مور و گذر از مسیر مه آلود متوجه شد وارد باک فست لی شده است.

7- اوک هامپتون به عنوان مقصد نهایی گروه D تعیین گردیده بود.



جواب معما:


محلی که به آن مقصد تعیین رهبر گروه
رسیدند شده گروه

باوی تریسی تاویستوک لینگ A



لوک هامپتون اشبرتون ریورز B




آیوی بریج باوی تریسی هیل C



تاویستوک لوک هامپتون فونتین D



اشبرتون آیوی بریج وودز E

معمای اشیای عطیقه

پنج خانم خانه دار اهل استوربری در یک نمایشگاه اشیای عتیقه که در شهرشان برپا شده بود شرکت کردند و هر کدام یک شیی قیمتی قدیمی خود را به یکی از خریداران اشیای عتیقه فروختند. آیا می توانید با بررسی سرنخ های زیر معلوم کنید هر یک از خانم ها چه چیزی فروخت، آن شیی از چه کسی به آن ها رسیده بود و چه مبلغی بابت فروش آنها دریافت کردند.

فروشندگان اشیا : {آنیتا بروک ، داون ادیسون ، ژانیس کین ، نانسی اوگدون ، سو توییدی}

اشیای قیمتی : {یک دست برس ، فندک ، مدال ، قلم ، ساعت}

مالکین اصلی : {پسر عمو ، پدر ، پدربزرگ ، مادر ، عمو}

قیمت ها : {10 پوند ، 15 پوند ، 20 پوند ، 25 پوند ، 30 پوند}

سر نخ ها :

1 - قیمت شیی عتیقه ای که ژانیس کین فروخت 10 پوند کمتر از قیمت چیزی بود که

یکی از همسایگانش از عموی خود به ارث برده بود.

2 - مبلغی که آنیتا بروک بابت فروش یک قلم با ارزش گیرش آمد، کمتر از مبلغی بود

که نصیب نانسی اوگدون شد.

3 - فندک حکاکی شده پنج پوند کمتر از یک دست برس به فروش رسید.

4 - یکی از خانم ها ساعتی فروخت که از پدربزرگش به او رسیده بود.

5 - شیی که توسط یک پدر به دخترش رسید، به مبلغ پنج پوند بیشتر از مبلغی که داون

ادیسون گیرش آمد فروخته شد.

6 - چیزی که به مبلغ 20 پوند فروخته شد، متعلق به مادر یکی از خانم ها بوده است.

7 - سو توییدی از این که 15 پوند بابت فروش چیزی که همراهش بود، به دست

آورد خوشحال بود.




جواب معما:


قیمت مالک اصلی شی قیمتی فروشنده اشیا

۲۵ پوند پسر عمو قلم آنیتا بروک



۱0 پوند پدربزرگ ساعت داون ادیسون



۲۰ پوند مادر یک دست برس ژانیس کین


۳۰ پوند عمو مدال نانسی اوگدون



۱۵ پوند پدر فندک سو توییدی

معمای منطقی



مساله :

1- شمیت، جونز و رابین سون از کارمندان یک قطارند. یکی مهندس است و دیگری ترمزبان

و سومی آتشکار قطار. ما نمی دانیم کی چه کاره است. در این قطار سه سرنشین نیز به همین نام

ها سوارند که هر یک در شهرهایی متفاوت زندگی می کنند. از این اشخاص اطلاعات دیگری

هم در دسترس است.

2 - رابین سون سرنشین، در لوس آنجلس زندگی می کند.

3 - ترمزبان در اوهاما زندگی می کند.

4 - جونز سرنشین، دیر زمانی است که همه معلومات جبری دوره دبیرستانی خود را فراموش

کرده است.

5 - سرنشینی که با ترمزبان همنام است در شیکاگو زندگی می کند.

6 - ترمزبان با یکی از سرنشین ها که در فیزیک و ریاضیات خبره است، به یک کلیسا می

روند.

7 - در بازی بیلیارد، شمیت کارمند همیشه بر آتشکار پیروز می شود.

اکنون می خواهیم با در دست داشتن این اطلاعات مهندس قطار را پیدا کنیم.









جواب معما:

می توانیم این مساله را به وسیله نمادهای منطقی ریاضی به هم ربط دهیم و با روش خاص

ریاضیات جدید به حل آن بپردازیم. ولی این کار خیلی وقت می گیرد و بدست آوردن بافت

منطقی این معما هم اندکی دشوار می نماید. بهترین راه برای حل چنین مساله ای استفاده از

ماتریس یعنی جدول خانه بندی شده است. همانطور که در مساله آمده، عنصرهای هر یک از

مجموعه ها باید دوبدو با هم جور بشوند ولی معلوم نیست کدام دو عنصر. خانه های ماتریس

همه حالت های ممکن جور شدن دوبدوی عنصرهای هر مجموعه را بدست می دهند. ما در

اینجا دو عنصر هر مجموعه را یک زوج می نامیم. یک به یک خانه ها را بررسی می

کنیم، اگر ترکیب هر زوج در خانه ای با فرض های مساله درست درآمد، خانه را با نشانه ی

«1» و اگر درست درنیامد با نشانه «0» پر می کنیم پس داریم :

اگر به داده 7 مساله توجه کنیم دستگیرمان می شود که شمیت کارمند نمی تواند آتشکار باشد

پس «0» را در خانه گوش راست بالای جدول 1 می گذاریم. داده 2 می گوید رابین سون

سرنشین در لوس آنجلس زندگی می کند پس «1» را در گوش چپ پایین جدول 2 می

گذاریم. اکنون می توانیم دیگر خانه های همین ردیف و همین ستون این ماتریس را با نشانه

«0» پر کنیم تا نشان دهیم رابین سون سرنشین در اوماها و یا شیکاگو زندگی نمی کند و

شمیت سرنشین و جونز سرنشین هم در لوس آنجلس زندگی نمی کنند. اکنون به اندکی توجه

نیاز است. داده های 3 و 6 نشان می دهند که ریاضیدان در اوماها زندگی می کند، ولی اسم

این سرنشین چیست؟

او نمی تواند رابین سون سرنشین که در لوس آنجلس زندگی می کند باشد. جونز سرنشین هم

که ریاضیات را فراموش کرده نمی تواند باشد پس او باید اشمیت سرنشین باشد. به جای آن

«1» می گذاریم و در سایر خانه های خالی همان ردیف و ستون «0» می گذاریم. از این

جدول تنها یک خانه برای «1» گذاری خالی می ماند و این به ما می فهماند که جونز

سرنشین در شیکاگو زندگی می کند و داده 5 می گوید که این سرنشین همنام ترمزبان است.

چنین بر می آید که جونز کارمند، ترمزبان باشد. این نتیجه را با «1» در خانه میانی جدول

1 مشخص می کنیم و دیگر خانه ها را «0» می گذاریم (در همان ردیف و ستون). از این

پس کار ساده است ستون ها و ردیف ها را نگاه می کنیم. اگر به ستون مربوط به آتشکار

نگاه کنیم تنها خانه پایین آن را خالی می بینیم و نشان می دهد که شمیت کارمند، آتشکار

است و نه جونز کارمند.

پس تنها رابین سون کارمند می ماند که آتشکار باشد. و همینطور تا آخر.

در آخر تنها یک خانه بی نشانه می ماند که باید در آن «1» قرار گیرد و مشخص می شود

که : شمیت کارمند، مهندس می باشد.